باسلام
امروز نهم محرم روز تاسوعاي حسينی من اولين روز كاريم رو بعداز ده روز مرخصي درپارس جنوبي منطقه عسلويه شروع ميكنم؛الان داره بارون مياد واقعا هواخوبه همه جا رو آب گرفته آسمون هم داره واسه امام حسين و يارانش اشك ميريزه فداي لب تشنه امام حسین...شايد بگيد چرا روز تاسوعا رفتم سركار آخه هركاري كردم مرخصی ندادن ديگه ناچار اومدم؛عشقم رو بردم خونه پدرش آخه دلش ميخواست تاسوعا وعاشورا تو ولايت خودشون باشه؛هرسال شب سوم محرم نذري دارم امسال هم 50كيلو مرغ و30كيلو برنج وبقیه چيزا گرفتم وتحويل آشپزخونه حسينيه روستا دادم تا شام درست كنندآخه توحسينيه شام میديم محرم تو روستامون خيلي حال و هواي خوشي داره زنجيرزنی سینه زني و از روز اول محرم توحسينيه ناهار و شام ميدم حيف شد كه تاسوعا و عاشورا نيستم چاره اي نيست بايد ساخت؛راستي ني ني مون هم حالشن خوبه عشقم ميگه بچه شيطوني میشه آخه خيلي تكون میخوره؛چندبار خانمم صدام ميزد كه بياببین چطور داره لگدميزنه خيلي لحظه خوشي بود ؛ده روز ديگه ميره تو هفت ماهگي اسمش رو انتخاب كرديم بعدازكلي گشتن به نتيجه خوبي رسيدیم كه هردومون راضي بوديم برامون دعا كنيد
[+] نوشته
شده توسط mehdi20 در شنبه 04 آذر 1391 در ساعت12:44 |
ارسال نظر(3)
|
درباره وبلاگ
روزهـــــای به یاد ماندنی مـــن وعشقم
تولد عشقم : 28شهريور67
تولد خودم : 11مرداد65
آشنایی : 24 اسفند83
اولین دیدار : 13فروردين84
خواستگاري : 5ارديبهشت90
عقد : 7خرداد90
پرخاطره ترین شب : 8خرداد90
بد ترین روز مـــا : 12آبان84
نظرات کاربران
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید